ابراهيم عاملي ( موثق )
271
تفسير عاملي ( فارسي )
ديگر آنكه آنها در آنچه نشانهى پيغمبرى حضرت رسول بود اختلاف كردند . و احتمال ديگر آنكه اختلاف كردند در قبول كتابهاى آسمانى : عدّهاى تورات را قبول كردند و انجيل را منكر شدند . و عدّهاى انجيل را قبول كردند و قرآن را منكر شدند . * ( لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ ) * - 175 فخر : يعنى اين يهود و نصارى كه در معانى تورات و انجيل با يكديگر اختلاف دارند براى دشمنى با تو اى پيغمبر ميان خودشان نيز اختلاف و دشمنى است . پس باتّحاد آنها بر دشمنى با تو اعتنا مكن كه هرگز نمىتوانند متّفق شوند . سخن ما : 1 - امروزه تربيت را چنين تعريف مىكنند : شخص عالم و متخصّص ، نسل جوان و نارس را جورى تربيت كند كه آماده شود براى زندگى مناسب با احتياجات در محيط شخصى و در اجتماع از جهت مادّى و معنوى . با اين تعريف اگر عدّهاى پيشوا و رهبر كه در دوران يك تحوّل فكرى و اخلاقى و اجتماعى مانع مىشوند از شركت مردم در اين پيشرفت كه ديگران از جان و دل آن را مىپذيرند و جامعهى آن روز از دور و نزديك به آن مىنگرد و بجاى اينكه پيروان خود را راهنمائى كنند و حقايق را براى آنها روشن كنند ، با دروغ و تزوير آنها را از ترقّى و تكامل و همقدمى با ديگران باز مىدارند و از ترس محروميّت از سود ناچيز پا بر روى وجدان و وظيفهى خود مىگذارند بديهى است كه در باطن اينها آتشى است از جهل و حرص و حسد كه خود در آن مىسوزند و ديگران را مىسوزانند . پس آتش مىخورند و براى هميشه خود را آماده سوختن كردهاند . هرگز رحمت و طهارت براى آنها نخواهد بود كه هم فهميده و دانسته بگمراهى مانده اند و هم موجب گمراهى و جلوگيرى از تربيت و تكامل ديگران شدهاند . بگفتهى نظامى : از آن افسانههاى خام گفتن سخن چون مرغ بىهنگام گفتن از آن شوخى و نادانى نمودن خجل گشتن پشيمانى نمودن